ابراهيم اصلاح عربانى

219

كتاب گيلان ( فارسى )

خود كرده و آلت نمودند تا خودسرىشان را مستحكم نمايند . ولى بدانند من و رفقاى من محال است آلت دست آنها بشويم . من بىشرف مىدانم آن‌كسى را كه حقوق حاكميت و استقلال ملت خود را با دست خود فداى شغل و مقام بيهوده كرده ، يك ملتى را اسير چهار نفر خودخواه افراطى كه در افراط خود غير از رياست چيز ديگرى نمىخواهند قرار دهند . من استقلال ايران را مىخواهم . من بقاى اعتبار ايران را طالبم . من راحت ايرانى و همه ابناء بشر را بىتفاوت دين و مذهب شايقم . من بيانات لنين ، تروتسكى و براوين و تمام زمامداران عاقل شما را كه مىگويند هرملتى بايد مقدرات خود را عهده‌دار شود ، عملى كرده و مىخواهم مجرى كنم . هركسىكه مداخله در امور داخلى ما كند ، ما او را مثل انگليس و نيكلا و درباريان مرتجع ايران مىدانيم . من آلت دست قوىتر از شما نشدم ، چه برسد به شماها . ماها به شرافت زيست كرده‌ايم و ذى شرافت انقلاب را طى نموده‌ايم و به همين عقيده مىميريم . گمان كرديد كه من مايلم با شما كار كنم كه مىنويسيد با رفقاى خود مشورت نموده ، شما را مىپذيريم . شماها يقين بدانيد ممكن نيست بتوانم با شما كار كنم ، زيرا عقايد شما و عمليات شما از زهر قاتل مهلكتر است . با اين وجدان‌كشى كه كرديد و به ما نسبت خيانت و سازش با انگليسيها و دولت مستبدهء ايران را داديد ، محال است به شماها اطمينان و اعتماد حاصل شود . ما مىمانيم و منتظر جريان حوادث مىشويم تا حق و حقيقت آشكار شود . كوچك جنگلى ارسال نامه‌هاى اعتراض‌آميز ميرزا روسها را از سازش با او و وادار ساختن وى به اجراى سياستها و تأمين نظراتشان مأيوس ساخت بدين‌جهت طرح يك كودتا از جانب آنان ريخته شد . جناح چپ جنگل و كمونيستهاى حزب عدالت نيز كه از پيوستن افراد به ميرزا و اقدامات او نگران شده احساس خطر مىكردند به دستور روسها دست به كودتا زدند . كودتا با توقيف عده‌اى از طرفداران ميرزا مانند سرهنگ فتحعلى خان ثقفى فرمانده ژاندارمرى ملى ، حسن آليانى ، عبد الحسين شفائى و محمد حسن آمن آغاز شد . آنگاه انبار اسلحه در باغ مديريه رشت به تصرف درآمد . عوامل تندرو مقاديرى سلاح از جمله شش توپ را از پسيخان ربوده به رشت حمل نمودند . پس از رفتن ميرزا از رشت و كودتاى كمونيستها ، افكار عمومى سخت تهييج شد زيرا همه مردم دريافتند كه اختلاف اساسى بين ميرزا و كودتاچيان مربوط به تبليغات كمونيستى و ضد مذهبى است . تبليغات دولت انقلابى در جهت مخالفت با مالكيت و سرمايه‌دارى نيز بيشتر موجب دور شدن مردم از آنها مىشد . انتصاب احسان الله خان به يك خانواده بهائى و مطالبى كه وى در سخنرانيهاى متعدد خود راجع به مزدك عنوان كرده بود مردم را در مخالفت با كودتاگران مصمم‌تر و راسخ‌تر مىساخت . يكى از علل علاقه مردم به ميرزا و جنگليها وابستگى آنها به اسلام و اتحاد اسلام بود . پيشواى جنگل و طرفداران او عموما از مسلمانان معتقد و مؤمن بودند . جنگليها در مواقعىكه به صورت گروهى از نقطه‌اى به نقطه ديگر مىرفتند يك قارى در جلوى آنها با لحنى خوش قرآن مىخواند . « 38 » مردم با ديدن اين منظره كه به گروه مجاهدين با ريشهاى بلند ابهتى مذهبى مىداد صلوات مىفرستادند . هركس دست اتحاد و بيعت به سوى ميرزا كوچك خان و جنگليها دراز مىكرد ، اساس اتحاد و پيوند خود را مىبايست با سوگند به كلام الله مجيد مستحكم سازد . ناصر دفتر روائى يكى از آزاديخواهان اهل خلخال كه از شاهدان عينى نهضت جنگل بود در خاطرات خود مىنويسد : « امير عشاير و ساير خوانين ايلاتى كه همراه او آمده بودند نيز به رسم مألوف به حوزه اتحاد جنگليها وارد شدند و قرآن را مهر كردند . در كليه معاهده‌اى كه به اين اشخاص مىكردند داير به موافقت هيئت اتحاد اسلام براى خدمت ايران و اسلام بر ضد نفوذ اجانب بود . » « 39 » جزوه « تاريخ خيانت لنين به جنبش ايران » در همين زمينه مىنويسد : « چرا مردم ايران به انقلاب روى آوردند ؟ نهضت جنگل ادامه حزب اتحاد اسلام بود كه بنيان‌گذار آن سيد جمال الدين اسدآبادى ، قهرمان مبارزه با استعمار است و ميرزا كوچك خان مسلمانى وارسته و انقلابى بود كه رسالت تحقق اهداف حزب اتحاد اسلام را به دوش داشت . . . » « 40 » افرادى كه بعد از ميرزا در گيلان زمام امور را در دست گرفته بودند در جهت مخالف مرام جنگليها عمل مىكردند ، يعنى عليه مصالح ايران و اسلام و در جهت گسترش نفوذ روسها گام برمىداشتند . روحانيون در مساجد حضور نمىيافتند و نماز جماعت را در خانه‌هاى مردم برپا مىكردند . تنفر و دورى مردم از زمامداران جديد گيلان آنها را چنان دچار وحشت ساخت كه ناچار شدند در روزنامه ارگان كميته مركزى حزب كمونيست ايران به نام « كامونيست » مطالبى نوشته علاقه خود را به دين اسلام مورد تأكيد قرار دهند و شايعه بىدينى خود را توطئه‌اى از جانب انگليسيها قلمداد نمايند . اين‌روزنامه در يكى از شماره‌هاى خود نوشت : « رفقا ، اين‌همه اظهارات و بىدينيهائى كه در اين چند روزه به تحريك چند نفر اشخاص خائن و بىشرف نسبت به فرقه كامونيست ( بلشويك ) ايران در جريان است و مىخواهند نيات پاك و مقدسه اين فرقه را كه فقط عبارت از استقرار آزادى و برابرى بوده است با زور تهمتها و افتراهاى دروغ و بىحقيقت در لباس جور ، ظلم ، بلكه مخالفت با اصول شرع انور نبوى در افكار و انظار عامه جلوه دهند ، همه از اثر و نتيجه تقلبات و دسيسه‌هاى مخفيانه انگليسيهاست . . . براى شورانيدن اهالى بر ضد فرقه كامونيست اين شايعه را منتشر نمودند كه مسلك كامونيزم مخالف با دين است ، معاذ الله ، زبان از ذكر و بيان اين تهمت بزرگ كه شايسته اعمال و افعال مدعيان آن است شرم دارد . . . » « 41 »

--> ( 38 ) . خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائى ، انتشارات فردوسى ، تهران 1363 ، صفحه 40 . ( 39 ) . همان كتاب ، صفحه 40 . ( 40 ) . تاريخ خيانت لنين به جنبش ايران ، صفحه 8 و 9 . ( 41 ) . شوروى و جنبش جنگل ، گريگور يقيكيان ، انتشارات نوين ، 1363 ، صفحه 234 و 235 .